خانه اقتصاد کلان رویدادهای ژئوپلیتیک و سیاست جهانی قیمت طلا و بی ثباتی جهانی؛ ظهور ریسک های جدید با سیاسی شدن تعرفه ها
قیمت طلا و بی ثباتی جهانی؛ ظهور ریسک های جدید با سیاسی شدن تعرفه ها

قیمت طلا و بی ثباتی جهانی؛ ظهور ریسک های جدید با سیاسی شدن تعرفه ها

در این مقاله:

در سال 2026، پویایی های بازار فلزات گرانبها دستخوش تغییری بنیادین شده و رابطه میان طلا و بی ثباتی جهانی به محرک اصلی قیمت ها تبدیل شده است. این فلز زرد اکنون نه تنها به عنوان دارایی ضد تورم، بلکه به عنوان سنگری در برابر ازهم گسیختگی سیستم های تجاری و شوک های ژئوپلیتیک عمل می کند که در ادامه به جزئیات تکنیکال و فاندامنتال آن می پردازیم.

طلا در آغاز سال 2026 (زمستان 1404) در حال انجام حرکت مهمی است. این فلز دیگر تنها به داده های تورم یا انتظارات نرخ بهره واکنش نشان نمی دهد؛ بلکه به اعتبار، ازهم گسیختگی و تبدیل شدن سیاست های تجاری به مسائل ژئوپلیتیک واکنش نشان می دهد. این شرایط جدید به وضوح نشان می دهد که چرا بحث طلا و بی ثباتی جهانی اینقدر اهمیت یافته است.

وقتی تعرفه ها به یک ابزار استراتژیک تبدیل می شوند، بازارها دیگر به پیش بینی های رشد فکر نمی کنند و توجهشان به سمت آسیب پذیری زنجیره تامین جلب می شود. این تغییر بلافاصله تمایل سرمایه گذاران برای نگهداری دارایی ها را عوض می کند. نتیجه این اتفاق، تقاضای دوباره برای دارایی های فیزیکی است و طلا در صدر این سلسله مراتب قرار دارد.

صعود اخیر صرفا تداوم یک روند صعودی نیست. این حرکت شبیه به قیمت گذاری مجدد ریسک کلان به نظر می رسد، جایی که غیرقابل پیش بینی بودن سیاست ها به منبعی برای نوسانات تبدیل شده و مدیران سبد سهام را به سمت بازسازی محافظت از دارایی هایشان سوق می دهد.

سلاح سازی تجاری؛ شوکی کلان که به طلا و بی ثباتی جهانی دامن می زند

تعرفه ها اغلب به عنوان ابزاری برای مذاکره در نظر گرفته می شوند. اما وقتی ادبیات تعرفه ها رنگ و بوی ژئوپلیتیک به خود می گیرد، بازارها آن را به عنوان عدم قطعیتی تفسیر می کنند که نمی توان با موقعیت گیری های معمول اقتصادی پوشش داد و همین به مفهوم طلا و بی ثباتی جهانی پیوند می خورد.

دلیلش هم ساده است. تجارت سلاح گونه، زیرساخت جریان های جهانی را مختل می کند. این مسئله روی لجستیک، بیمه، هزینه های انطباق، استراتژی های موجودی و دسترسی به مواد اولیه تاثیر می گذارد. این ها ریسک های تئوری نیستند، بلکه کانال های انتقالی هستند که بر قیمت گذاری واقعی در تمام صنایع اثر می گذارند.

به همین دلیل است که واکنش ها سریع اتفاق می افتد. وقتی سیستم جهانی غیرقابل پیش بینی تر می شود، تقاضا برای محافظت به سرعت بالا می رود. طلا این تغییر را جذب می کند چون دارایی ای است که مستقیم ترین ارتباط را با اعتماد به ساختار کلان اقتصادی دارد.

دنیایی که در آن تعرفه ها می توانند به عنوان سیاست خارجی اعلام شوند، یک نتیجه واضح دارد: حق بیمه ریسک باید افزایش یابد و نقش طلا به عنوان پناهگاه امن سرمایه، با افزایش قیمت پررنگ تر از همیشه شود.

طلا در حال پوشش ریسک اعتبار است، نه تورم

رالی های کلاسیک طلا معمولا با انتظارات تورمی و کاهش بازده واقعی توجیه می شوند. اما محیط فعلی پیچیده تر است.

سرمایه گذاران به طور فزاینده ای در حال پوشش عدم قطعیت ترازنامه ها هستند. آن ها در برابر شوک های سیاستی، فشار بر نهادها و ازهم گسیختگی جهانی که همبستگی ها را ناپایدار می کند، از خود محافظت می کنند و در این میان، طلا و بی ثباتی جهانی به یک موضوع جدایی ناپذیر تبدیل شده اند.

به همین دلیل است که طلا می تواند حتی در زمان ثبات تورم یا وقتی کاهش نرخ بهره نزدیک نیست، قدرت خود را حفظ کند. این تقاضا از نیاز به یک لنگرگاه بی طرف ناشی می شود.

در اصطلاح بازار، طلا مانند یک پوشش ریسک برای اعتبار عمل می کند. وقتی انسجام سیستم کمتر می شود، قیمت طلا بالا می رود.

این موضوع به ویژه در شروع سال 2026 (دی ماه 1404) اهمیت زیادی دارد. بازار با مسیرهای سیاستی واگرا، ریسک های ژئوپلیتیک بالا و رقابت های صنعتی استراتژیک دست و پنجه نرم می کند. در چنین شرایطی، موضوع طلا و بی ثباتی جهانی از یک معامله تاکتیکی به یک تخصیص دارایی ساختاری تبدیل می شود.

بازار کالا در حال تقسیم شدن به عملکردهای کلان است

یکی از مهم ترین تحولات در بازار کالاها این است که این مجموعه دیگر به عنوان یک بلوک واحد حرکت نمی کند.

نفت بر اساس ترکیبی از مکانیسم های عرضه و ژئوپلیتیک معامله می شود. فلزات صنعتی تحت تاثیر برقی سازی و صنعتی سازی مجدد هستند. کالاهای نرم (کشاورزی) تحت تاثیر تنش های اقلیمی و تورم مواد غذایی هستند و طلا هم بر اساس «اعتماد» معامله می شود.

این تقسیم بندی مهم است. این نشان می دهد که فاز بعدی بازارهای کالایی با یک روایت واحد مثل تورم تعریف نمی شود، بلکه با مجموعه ای از روایت های هم پوشان تعریف می شود که به تمایزها پاداش می دهد.

طلا در مرکز این جریان قرار دارد چون همه آن ها را به هم وصل می کند. طلا از ازهم گسیختگی سود می برد، چون ازهم گسیختگی نقطه مقابل ثبات کلان اقتصادی است و در نتیجه، اهمیت طلا و بی ثباتی جهانی بیش از پیش نمایان می شود.

ساختار رنکو تداوم قدرت را تایید می کند، نه خستگی روند

ساختار تکنیکال طلا با این تغییر کلان همسو است.

نمودار رنکو یک گام قدرتمند صعودی را نشان می دهد که پس از آن یک تثبیت کنترل شده و سپس یک حرکت قاطع به سمت بالا رخ داده است. این رفتار نشان دهنده ضعیف شدن رالی نیست، بلکه نشانه تداوم روند است که توسط تقاضای واقعی حمایت می شود.

منطقه شکست کلیدی در محدوده 4685 تا 4697 قرار دارد، جایی که بازار قبلا در آن متوقف شده و چرخیده بود. به محض اینکه این ناحیه جذب شد، طلا به قلمرو جدیدی وارد شد و اکنون بالای آن تثبیت شده است.

در ادامه، وضعیت نمودار رنکو را مشاهده می کنید که نشان دهنده شکست قدرتمند سطوح مقاومتی و ورود به فاز قیمتی جدید است.

نمودار رنکو طلا که شکست مقاومت بالای 4685 تا 4697 را نشان می دهد و با تداوم حرکت به سمت 4705 همزمان با افزایش تقاضا برای دارایی امن به دلیل ریسک تعرفه های ژئوپلیتیک و طلا و بی ثباتی جهانی همراه است

این تصویر به خوبی نشان می دهد که چگونه مومنتوم بازار تحت تاثیر عوامل فاندامنتال تقویت شده و سطوح حمایتی جدیدی را شکل داده است.

طلا منطقه مقاومتی 4685 تا 4697 را به سمت بالا می شکند و ساختار خود را در نزدیکی 4675 حفظ می کند، چرا که تعرفه ها و ژئوپلیتیک، موضوع طلا و بی ثباتی جهانی و تقاضا برای محافظت از سبد سهام را افزایش داده اند.

این یک توالی کلاسیک در بازار است که در آن مقاومت قبلی به یک ساختار حمایتی تبدیل می شود.

منطقه مقاومتی بعدی در نزدیکی 4705 دیده می شود که مرز بالایی ساختار فعلی است. قیمت با مومنتوم (شتاب) قوی به آن نزدیک می شود و این موضوع مهم است چون بازار به آرامی بالا نمی رود، بلکه در حال فشار آوردن است.

حمایت ها اکنون به وضوح تعریف شده اند.

اولین حمایت 4675 است؛ یک خط تاکتیکی که بازار در حال حاضر در آن در حال تثبیت است. اگر این سطح حفظ شود، تایید می کند که خریداران در حال دفاع از شکست (بریک اوت) هستند.

پایین تر از آن، منطقه 4650 حمایت عمیق تر است که کف ناحیه تثبیت را نشان می دهد. شکست زیر 4650 اولین سیگنال ضعیف شدن مومنتوم خواهد بود، اما تا زمانی که این سطح حفظ شود، روند همچنان مثبت و سازنده باقی می ماند.

اندیکاتورهای مومنتوم هم این تصویر را تقویت می کنند. استوکاستیک بالا و پایدار باقی مانده که در بازارهای دارای روند، طبیعی است. مهم تر از آن، ECRO سیگنال وضعیت رهاسازی با ارزش فوق العاده را نشان می دهد که نشان دهنده این است که بازار به جای قرار گرفتن در یک سقف شکننده، در یک فاز گسترش قوی قرار دارد.

پیام نمودار کاملا شفاف است: طلا در حال سقوط نیست، بلکه در حال قیمت گذاری مجدد است.

چه چیزی می تواند چشم انداز را تغییر دهد؟

طلا تا زمانی که عدم قطعیت به صورت ساختاری باقی بماند، می تواند مورد حمایت قرار گیرد.

بازار برای بالا نگه داشتن تقاضای طلا لزوما به یک بحران نیاز ندارد؛ بلکه فقط به تداوم غیرقابل پیش بینی بودن در چارچوب های سیاستی و ازهم گسیختگی مداوم در زنجیره های تجاری و تامین نیاز دارد که بر مفهوم طلا و بی ثباتی جهانی تاکید می کند.

با این حال، دو سناریو وجود دارد که می تواند سرعت حرکت طلا را کم کند:

اولین مورد، بازگشت ناگهانی شفافیت به سیاست هاست، به طوری که تنش های تجاری کاهش یابد و ارتباطات قابل پیش بینی شود. این اتفاق باعث کاهش حق بیمه نوسانات و کم شدن تقاضا برای پوشش ریسک می شود.

دومین مورد، بهبود شدید اعتماد است که سرمایه ها را از پوشش های ریسک خارج کرده و دوباره به سمت دارایی های پرریسک می برد. این موضوع مستلزم بهبود گسترده در ثبات کلان جهانی است، نه فقط یک تیتر خبری مثبت.

در این مرحله، هیچ کدام از این دو سناریو غالب نیستند.

بازار هنوز در وضعیتی است که ریسک ها به طور کامل قیمت گذاری نشده اند و شوک های سیاستی همچنان محتمل هستند. همین موضوع تقاضا برای طلا را بالا نگه می دارد.

چشم انداز

احتمالا طلا تا اوایل سال 2026 (زمستان 1404) در وضعیت مثبت باقی می ماند. شرایط اقتصاد کلان به نفع دارایی هایی است که اعتبار را پوشش می دهند و از سبدهای سهام در برابر عدم قطعیت های سیاستی محافظت می کنند. در این فضا، طلا و بی ثباتی جهانی ارتباط تنگاتنگی با هم پیدا می کنند.

سلاح سازی تجاری احتمال اختلال در زنجیره تامین و ازهم گسیختگی را افزایش می دهد. این موضوع فضایی ایجاد می کند که در آن دارایی های فیزیکی تقاضای خود را حفظ می کنند.

از نظر تکنیکال، نمودار از این روایت کلان حمایت می کند. تا زمانی که طلا بالای 4675 بماند و با منطقه 4685 تا 4697 به عنوان یک ساختار برخورد کند، عقب نشینی ها بیشتر شبیه به تثبیت قیمت هستند تا چرخش روند. یک عبور تمیز از سطح 4705 مسیر را به سمت مناطق صعودی بعدی باز می کند.

بازار به دنبال تورم نیست، بلکه در حال قیمت گذاری بی ثباتی است.

در نهایت، آنچه در بازارهای جهانی مشاهده می شود، فراتر از یک نوسان ساده قیمتی است. طلا در حال بازتعریف جایگاه خود در سبد دارایی های مدرن است. در شرایطی که بی اعتمادی به نهادهای سنتی و ابزارهای مالی کلاسیک رو به افزایش است، تملک فیزیکی طلا و نگاه به آن به عنوان یک لنگرگاه ثبات، استراتژی غالب سرمایه گذاران بزرگ برای عبور از طوفان های سیاسی سال های پیش رو خواهد بود.

Gold prices a new risk premium as tariffs turn geopolitical

برچسب ها
VIX XAU/USD
نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: 27/01/2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما