نوسانات شدید قیمت نفت خام در پی اظهارات غیرمنتظره مقامات سیاسی، نشان دهنده عمق تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت و حساسیت بالای معامله گران به اخبار توافقات بین المللی است.
ساعت 3:40 صبح روز 16 اردیبهشت، یه افزایش ناگهانی در حجم معاملات بازار قراردادهای آتی نفت خام اتفاق افتاد. ظاهرا یه نفر یا شاید چند نفر خبر داشتن که قراره ترامپ کمی دیرتر اون روز توی «تروث سوشال» مطلبی بذاره که باعث افت قیمت آتی نفت خام می شه. این اتفاقات، مثالی بارز از تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت است. اونا فرصت رو غنیمت شمردن و برای پیش دستی کردن نسبت به تغییر قیمت پیش بینی شده، وارد معامله شدن. اون پست ساعت 3:50 صبح منتشر شد و قیمت ها واقعا سقوط کردن. این ریزش تا دو ساعت بعد ادامه داشت و بعدش یه بهبودی نسبی پیدا کرد. این روند رو می تونید در بخشی از نمودار زیر که دورش خط کشیده شده، ببینید.
تغییرات ناگهانی در حجم معاملات و قیمت ها، ضرورت تحلیل دقیق رفتارهای بازار را در لحظات حساس دوچندان می کند.

تصویر بالا به خوبی نشان می دهد که چگونه قیمت نفت خام تحت فشار شدید فروش قرار گرفته و سپس تلاشی برای بازیابی انجام داده است.
این نمودار ممکنه یه کم گیج کننده باشه، چون روز معاملاتی 16 اردیبهشت از ساعت 5 عصر 15 اردیبهشت شروع می شه و ساعت 4 عصر 16 اردیبهشت به پایان می رسه. علاوه بر این، نمودار فقط قیمت ها رو در ساعت های رند و نیم ساعت ها نشون می ده، بنابراین یه دید کلی از اتفاقات اون روز می ده، هرچند که دقتش 100 درصد نیست. در هر صورت، این ها زمان ها و قیمت های کلیدی هستن که از اون نمودار استخراج شدن:
نگاهی به داده های عددی و جدول زیر می تواند عمق این ریزش و زمان بندی دقیق تاثیرگذاری اخبار را برای معامله گران مشخص کند.

این ارقام بر اهمیت سرعت عمل در بازارهای آتی و واکنش سریع به سیگنال های سیاسی در کوتاه مدت تاکید دارند.
تحلیل تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت در ماجرای اخیر
همون طور که می بینید، هر کسی که موفق شده بود قبل از پست ترامپ، یه موقعیت فروش یا همون شورت (یعنی شرط بندی روی این که قیمت ها پایین می آن) باز کنه، معامله پرسودی انجام داده. مقدار سودی که کردن به دو چیز بستگی داشت: (الف) قیمتی که با اون فروش اولیه وارد بازار شدن و (ب) قیمتی که موقعیتشون رو نقد کردن. انتظار نمی ره که کسی بتونه دقیقا در کمترین قیمت روز 16 اردیبهشت از بازار خارج بشه؛ اما کاملا واضحه که هر موقعیت فروشی که قبل از اون پست باز شده باشه، در نهایت سودآور بوده سودی کثیف، اما به هر حال سود بوده. این نوع از معاملات، به وضوح نشان دهنده ابعاد تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت است.
این هم متن پست ترامپ در تروث سوشال:
«بنا به درخواست پاکستان و کشورهای دیگه، موفقیت نظامی فوق العاده ای که در طول عملیات علیه کشور ایران داشتیم و علاوه بر این، با توجه به این واقعیت که پیشرفت بزرگی در جهت رسیدن به یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران حاصل شده، ما به طور دوجانبه توافق کردیم که با وجود ادامه محاصره با تمام قوا، پروژه آزادی (حرکت کشتی ها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف بشه تا ببینیم آیا توافق نهایی و امضا می شه یا نه.»
این داستان من رو شگفت زده می کنه. صادقانه بگم، افزایش حجم معاملات قبل از انتشار پست و شدت ریزش بازار نشون می ده که یه اتفاق شوم افتاده و من خیلی دلم می خواد بدونم چه کسایی پشت این قضیه بودن. در واقع، این اطلاعات قابل دسترسیه. کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) توانایی شناسایی اون معامله گرها رو داره و اگه رابطه ای با دولت پیدا بشه، اون افراد باید شناسایی و بازخواست بشن. برای روشن شدن موضوع، CFTC معمولا چنین شرایطی رو بررسی می کنه، اما هنوز هیچ بیانیه عمومی درباره این مورد خاص صادر نشده. من با نفس حبس شده منتظر خبر هستم. تحقیقات CFTC می تواند ابعاد پنهان تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت را روشن کند.
به جز موضوع دستکاری یا سوءاستفاده از بازار، مقیاس واکنش بازار من رو متعجب کرده. پیش فرض فروشنده های استقراضی این بوده که واکنش بازار به این خبر احتمالا خیلی زیاد خواهد بود و نه فقط یه تغییر کوچیک. شاید هر کسی که اون معامله ها رو انجام داده، دقیقا نمی دونسته ترامپ چی می خواد بگه و با توجه به آخرین تحولات بحران تنگه هرمز فکر می کرده محتوا قطعی تر باشه. من پست رو می خونم و از دو چیز تعجب می کنم: (الف) چقدر حرف کمی برای گفتن داره و (ب) بازار چقدر بهش واکنش نشون داده. این نوسانات شدید نشان دهنده پیچیدگی های تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت است.
در هر صورت، به نظر می رسه بازار این واقعیت رو نادیده گرفته یا حداقل بهش توجه کمی کرده که ترامپ هنوز قصد داشت محاصره رو حفظ کنه و ما هنوز به توافقی با ایران نرسیده بودیم. ایده بازگشت به وضعیتی شبیه به قبل در حالی که محاصره برقراره و توافقی هم نیست، کاملا متناقض به نظر می رسه. انتشار هر مطلبی در اون زمان زود بود.
مطمئنا این پست یه جور خوش بینی برای پیدا کردن راه فراری از این کابوس تزریق کرد، اما آیا اون قدر بود که باعث تغییر 10 دلاری قیمت هر بشکه نفت خام بشه؟ این به نظر من احمقانه است، همون طور که ایده ریسک کردن سرمایه توسط یه آدم عاقل روی چنین شرط بندی ای عجیبه. در واقع، در نهایت بازار دید که آونگ خیلی زیاد تاب خورده و بیش از نیمی از اون کاهش رو جبران کرد. علاوه بر این، هفته هاست که از متخصصان صنعت می شنویم که احتمالا ماه ها طول می کشه تا کاهش قابل توجهی در قیمت انرژی اتفاق بیفته. با توجه به تمام ابهامات و تردیدهای موجود در پست ترامپ، حتی واکنش 5 دلاری به این «خبر» هم بیش از حد به نظر می رسد. ارزیابی منطقی تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت ضروری است.
پیامدهای تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت
تغییرات شدید قیمت به خودی خود نگران کننده هستن. این اتفاقات اعتماد نهادهای سرمایه گذاری رو به توانایی این بازار در ارائه قیمت های منصفانه و منطقی از بین می بره؛ و وقتی این اعتماد سلب بشه، تمایل به استفاده از این قراردادها برای پوشش ریسک هم از بین می ره. بدون این بازیگران سازمانی، ما می مونیم و یه مشت معامله گر نوسان گیر که تنها هدفشون زدن جیب همدیگه است؛ اما مهم تر از اون، ما یه ابزار حیاتی مدیریت ریسک رو از دست می دیم که از تشکیل سرمایه و تمایل شرکت ها به سرمایه گذاری حمایت می کنه. چنین رویدادهایی می تواند تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت را منفی جلوه دهد و به اعتبار بازار لطمه بزند.
در این مورد، مسئولیت نوساناتی که شاهدش بودیم، مشترکه. پست ترامپ احتمالا با هدف دستکاری انتظارات و قیمت نفت خام منتشر شده بود. به نظر می رسه اون به چیزی که می خواست رسید و معامله گرهایی که قبل از پست، معاملات فروش رو انجام دادن، فقط توپ رو به حرکت درآوردن. اون معامله گرها به خاطر به خطر انداختن اعتبار یه نهاد مهم بازار، مستحق مجازات هستن. مشکل بزرگ تر، از نظر من، اینه که ترامپ واقعا نمی دونه کی باید دهنش رو بسته نگه داره؛ و متاسفانه، به نظر نمی رسه این موضوع تغییری بکنه. این رویداد بار دیگر بر اهمیت نظارت دقیق بر تاثیر رئیس جمهور بر بازار نفت تاکید می کند.
در نهایت، حفظ ثبات در بازارهای جهانی نیازمند شفافیت در گفتار و رفتار مقامات سیاسی است تا از نوسانات غیرمنطقی جلوگیری شود. نظارت دقیق نهادهای قانونی بر چنین معاملاتی می تواند از بروز بحران های مشابه در آینده پیشگیری کرده و اعتماد سرمایه گذاران را به ساختار بازار نفت بازگرداند.